من جند/ه ها و فاحشه ها رو دوست دارم
و با آنها رابطه دوستانه و مهربانانه بر قرار می کنم
من آنها را به مهمانی و مجالس خود دعوت می نمایم
و ایشان را در کنار پزشکان و مهندسان و شاید در جایگاهی برتر می نشانم.
من فاحشه ها و روسپی ها رو دوست دارم
و آنها را آموزگار و معلم خود می نمایم
من می خواهم که از آنها درس صداقت و بی پروایی بیاموزم
و یاد بگیرم که از بد نام شدن ها هراسی نداشته باشم.
من هرگز آنها را سرزنش و شماتت نمی کنم و آنها را ترجیح می دهم حتی به فاحشه های شرعی
و زنان مزدوجی که با شوهران خود با شرط و شروط هم خوابگی می نمایند!
من فاحشه ها و روسپی ها را دوست دارم
چرا که این مقدسان بی نام آرام کننده مردان ما هستند
و به عزیزان ما نشاط و شادی و آسودگی تن ارمغان می دهند.
من از فاحشه ها می خواهم یاد بگیرم
که چگونه در نزدیکی و تماس با هیچ تن و جانی احساس چندش و انزجار ننمایم
و مانند آنها دوستدار و با محبت به تمام اعضا و تراوشات انسان ها گردم
و در آمیزش به اوج لذت رسیدن می اندیشم و لاغیر!
من جند/ه ها و فاحشه ها رو دوست دارم
و کار آنها را به مثابه یک فعالیت اجتماعی با شرافت به رسمیت می شناسم.
من از آنها می خواهم که در معرفی خود در مجامع با افتخار
و بدون شرم از شغل خود یاد کنند.
من برای در آمد و پول آنها آرزوی برکت و شگون می نمایم.
من از فاحشه ها و پزشکان و وکلا و تجار درخواست می کنم
که در فعالیت های اجتماعی و فرهنگی ما را با کمک های مالی خویش حمایت کنند
و امیدم در این امر به یاری فاحشه ها بیش از تجار و آن دیگران خواهد بود.
آری، من جند/ه ها و فاحشه ها و روسپی ها را دوست دارم
لیک تنها یک سوال از آنها خواهم داشت:
آیا حاضرید
این راحتی خود و تن وجود را بی معامله در اختیار دیگران قرار دهید
و عشق را جایگزین پول نمایید؟!